آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

271

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

مىكردند . غذاى متداول ايرانىها كه هميشه بايد بر سفره‌شان باشد و قبل از هر چيز ديگرى مىخورند عبارتست از برنج نپخته‌ئى بد كه آن را پلاو « 1 » مىنامند و معمولا روى آن گوشت پخته گوسفند مىگذارند . برنج را به انواع گوناگون آماده مىسازند ، به اين ترتيب كه به آن كشمش ريز و بادام مىزنند و با رب انار يا آلبالو و زعفران رنگ مىكنند . ما بر سفره شاه چهار رنگ برنج را در يك ظرف ديديم و خورديم . برنج را با مرغ و ماهى سرخ شده نيز صرف مىكنند و از اسفناج ، آلبالوى ترش و كلم‌پيچ نيز پلو درست مىكنند ولى از كلم قرمز استفاده نمىكنند . ايرانىها انواع پرندگان را در كشور خود دارند كه مانند ما آنها را طبخ مىكنند . ايرانيان برنج را به جاى نان مصرف مىكنند ولى انواع مختلف نان هم دارند كه از آرد گندم تهيه مىشود . نان يوخا « 2 » مانند پوست حيواناتى كه براى نوشتن به كار مىبرند نازك است ، درازاى آن تقريبا يك ساعد و پهنايش نيز همين اندازه است . در ابتدا آن را به جاى دستمال سفره براى پاك كردن انگشتان چرب خود به كار مىبرند ، زيرا پلو را بين چهار انگشت خود مىگيرند و از ظرف به دهان مىبرند . همينطور با انگشتان خود گوشت را پاره مىكنند و كمتر ديده مىشود كه از كارد براى اين منظور استفاده كنند . پس از آنكه انگشتان دست خود را با نان يوخا پاك كردند ، آن را پاره و چند قطعه مىكنند و تكه‌اى گوشت يا مقدارى پلو در آن مىگذارند و مىپيچند و يا تكه‌هاى نان را خالى مىخورند .

--> ( 1 ) - Plau - تلفظ آن زمان « پلو » رجوع فرمائيد به كتاب « آشپزى دوره صفوى » . محتواى اين كتاب نشان ميدهد كه گذشتگان ما در آن زمان مردمان بدسليقه‌اى در مورد تهيه غذا نبوده‌اند . وجود كتاب مذكور و بسيارى كتب آشپزى ديگر متعلق به زمان‌هاى گذشته مؤيد اين نظر است در ضمن مردم آلمان ، اكنون نيز برنج شفته و كته مانند را به برنج دم كشيده يا پلو ترجيح مىدهند - م ( 2 ) - Jucha - باتوجه به شرحى كه نويسنده از مشخصات اين نان داده است شايد همان نان « لواش » باشد - م